|
سلام سلام !


بعد مدت بسی طولانی خدمتتون رسیدم با یه آپ بسی طولانی تر 
امروز می خوام یه گیر حسابی بدم به دانشجویان و دانشگاه های محترم !
قبل شروع برنامه گیر می دهیممون ...
قابل توجه پسرای محترم دانشگاهی این مواردو حتما رعایت کنید :
 
خب .. می پردازیم به حالت کلی دانشجویان :
ترم اول:
لباسهايتان اتو كشيده است!
ميخواهيد شاگرد اول شويد تا هم شهريهتان نصف شود و هم براي بر و بچهها، كلاس بگذاريد! چون هنوز
كسي شما را نميشناسه و شما هم متقابلا" كسي را نميشناسيد.
شاگرد دوم ميشويد!! شهريهتان هرگز نصف نميشود.حتي ربع هم نميشود.
هنوز كلاس نذاشته، از سوي دانشجويان ديگر به عناوين مهمي چون : بچه مثبت، سوسول، بچه
مرغوب، درازگوشخوان! گاگول و قشنگ، مفتخر ميشويد.
ترم دوم:
چون شاگرد ممتاز نشديد حسابي خورده توي برجكتان!
تازه فهميدهايد اول شدن راهكارهاي مخصوصي را ميطلبد!
ميخواهيد خيلي چيزها را به خيليها ثابت كنيد و به بعضيها مشت محكمي بزنيد!
خط اتوي لباسهايتان هنوز باقي مانده تلاش ميكنيد همه واحدهايتان را با نمرات متوسط پاس كنيد.
ترم سوم:
بيخيال معدل و نمره ميشويد. ميگوئيد همينكه ياد بگيرم كافيست.
اصلاً خر ما از كرگي دم نداشت!
تلاش ميكنيد هر طور شده واحدهاي باقيمانده را حتي با نمرات متوسط پاس كنيد.!!!
تصميم راسخ ميگيريد در طول ترم درس بخوانيد ولي عمراً همچين اتفاقي نميافتد و نخواهد افتاد!
شب است و سكوت است و ماه است و تو و جزوه هاي تكميل نشده و تكاليف كُپ نزده!
حداقل 3 واحد ميافتيد.
ترم چهارم:
به آب و آتش ميزنيد تا 3 واحد عقب مانده را جبران كنيد.
دوباره فقط شب امتحان درس ميخوانيد مشروط ميشويد!! مبارك است! بالاخره اين شتري است كه در
خانه همه ميخوابد.
ترم پنجم:
به خودتان قول شرف ميدهيد حتماً درس بخوانيد!! صرفاً بخاطر وجدانتان و پاسخ به زحمات خانواده!
به پيشنهاد يكي از نارفيقان ميرويد يك سايت اينترنتي را طراحي ميكنيد چون كار فرهنگي را دوست داريد!
ولي خيلي زود ميفهميد خيليها دوست ندارند. خيليها هم مدام شبيخون ميزنند. حالتان را ميگيرند.
سايتتان را فيلتر ميكنند.
شب امتحان علاوه بر جزوه هاي تكميل نشده، گزارشهاي تكميل نشده، سايت هم اضافه ميشود، قوز
بالا قوز! دوباره مشروط ميشويد.
ترم ششم:
هنوز آدم نشدهايد!! كار فرهنگي خفن انجام ميدهيد! قاط ميزنيد! از مسئولين انتقاد ميكنيد! به
فرهنگسازان گير ميدهيد!!!
بالاخره دغدغههاي فرهنگي در اولويت امورند!
عمراً آدم نشديد. حقتان است! براي با سوم با اجازه بزرگترها بله!! هت تريك ميكنيد!
آبروي شما جلوي بر و بچهها و در و همسايه ميرود، چون به دليل سه بار مشروطي متوالي اخراج شده و
اسم شما را توي تمام بوردها ميزنند!! بيانصافها!!
از بن لادن و براد پيت هم مشهورتر ميشويد!
اسم شما توي كوچه و محله هم ورد زبان شاباجي خانم و باقر بزاز ميشود!!
تلافي ميكنيد! براي استاد مربوطه و مسئولين محترم در دستشوييهاي مربوطه شعرهاي نامربوط
مينويسيد!!
بعد ميرويد تعهد ميدهيد! يك تعهد به آموزش كل و يك تعهد به خودتان كه برويد درس بخوانيد و آدم شويد
و بي خيال كار فرهنگي شويد و اين امر خطير را به فرهنگسازان بيبديل دفتر فرهنگ واگذاريد تا تداخل
قوا صورت نگيرد.
ترم هفتم:
عمراً كار فرهنگي كنيد! ديگر كار بيفرهنگي هم نميكنيد!! خدا ميزند پس سرتان و عاشق ميشويد!!
بابا تريپ لاو، تريپ تايتانيك، فال حافظ و دل براي از من و ... و خيابان طالقاني و سينما عصر جديد و پيتزا
آنگولا و حرفهاي اولترا مدرن، سانتيمنتاليسم و قلبهاي صورتي تير خورده و موي تن تن!
شعارهاي اولترافمينيستي ميدهيد! حرفهاي شبه روشنفكري ميزنيد!
سعي ميكنيد بچه مثبت و خوب باشيد و خوبيتان را به همه ثابت كنيد!
تيپهاي دوم خردادي ميگيريد به همه لبخند ميزنيد اما قيافهتان مانند منگلها ميشود چون ابزار شادي
نداريد!!
لاف در غربت و ...! دلباخته ميشويد!! تابلو ميشويد!! بدبخت ميشويد! مشروط ميشويد!
اخراج قطعي ميشويد! فرم شماره 5 ميگيريد. ميرويد خيابان پاسداران، اتاق شماره 20 سازمان مركزي
يك جاي كار بيست!
التماس ميكنيد، لابه ميكنيد! لابي ميكنيد، حتي كپي حلقه نامزديتان را هم ضميميه ميكنيد! بعضيها
را خوشحال ميكنيد!!
پس از يك قرن مجوز ادامه تحصيل شما به واحد مربوطه ميرسد!! چون برخي آئيننامهها در برخي شرايط
زماني دچار قبض و بسط تئوريك و عمليك ميشوند و با توجه به اينكه تا خرداد سال... زمان زيادي نمانده
يهو يه بخشنامه جديد ميآيد و با استناد به آن شما به دوره پارهوقت منتقل ميشويد!!
يعني تا آخرالزمان مشكل اتمام سنوات نداريد! مشروط بر اينكه معدل كلتان از 10 كمتر نشود و مشروط
بر اينكه قول بدهيد سال ... خوش بگذرد!!
تصميم ميگيريد روي قلبتان بنويسيد: من عشق مشق بيلميرم و ديگر جنگولكبازي فرهنگي در اينترنت
رو بيخيال!!
چون تصميم گرفتهايد فارغالتحصيل شويد. به بعضيها يه قولهايي ميدهيد.
ترم هشتم:
..... براي عبرت ديگران طنز مينويسيد. 


سال ۴ به بعدش بد آموزی داشت نذاشتم ! (کارشناسی ارشد)
دانشجویان محترم همین اول کار یه تعداد ضرب المثله که بهتره باهاشون آشنا بشید

ضرب المثل های دانشجویی
وام دانشجویی: یک موکندن از خرس هم غنیمت است
وضعیت بد غذای خوابگاهها:شتر را گفتند، چرا گردنت کجه ، گفت: کجایم راسته؟
معدل کل دانشجویان: هر سال دریغ از پارسال
وقتی دانشجوی جدید الورودنبال پروژه باشد:غوره نشده مویز شده
سه نمره تشویقی:از کیسه خلیفه بخشیدن
واحد زیادی گرفتن در اول ترم و پاس نکردن آن در آخر ترم:وقتی جیک جیک مستونت بود،فکر زمستونت
نبود
نمره های زیر 10و بالای 9 استاد:کاچی بهتر از هیچی
قول مسئولین در موردوضعیت خوابگاهها:سنگ بزرگ علامت نزدنه
خب امیدوارم که یه وقت بذارید و حفظشون کنید 
حالا

و اما ...
روابط عمومی دانشگاه ها بفرمایید :
الو؟
_بله
_سلام
_بله
_ببخشید... روابط عمومی دانشگاه آزاد؟
_بله
_یک انتقاد داشتم.
_بله
_این چه سرویس هایی ست گذاشته اید؟ ظرفیت حمل ندارند، شلوغ بازاری شده ، بعضی از این راننده
ها هم این قدر تند می رانند که بی تربیتی میشه! آدم احتیاج به توالت پیدا می کند!
_بله
_کلاس ها سر وقت تشکیل نمی شوند،مثلاً همین استاد... هر جلسه نیم ساعت همه را علاف می
کند! کسی هم نیست به آقا بگوید بالای چشمت ابروست؟
_بله
_از وقتی 4000 دانشجوی جدید گرفته اید اوضاع شیر تو شیر شده! همین درس ... 22 نفر دانشجوی x-
largeرا به صورت mp3 چپانده اید توی یک کلاس 3*4 ، خفه شدیم!
_بله
_دانشجو ها راضی نیستند!
_بله
_در پایان می خواستم از اضافه کردن هویج پلو با ترشی به برنامه غذایی سلف تشکر کنم!
_اجازه بدهید.... لطفاً این قسمت آخر را تکرار کنید تا صدایتان را ضبط کنم!!! روابط عمومی دانشگاه
بفرمایید.....!
می بینید تورو خدا حالا قضاوت با خودتونه !

راستی یکی از ورودیای ترم جدیدمون این نامه رو واسه خونوادش نوشته که خوندنش حتما واستون
نشاط آوره
باسلام خدمت ننه جون و بابای عزیزم امیدوارم حالتان خوب باشد اگر از احوال من می پرسید باید بگویم حالم برعکس می باشد. بابا جان روز اول که به جلوی دانشگاه رسیدم با اولین چیزی که آشنا شدم حراست بود که با لباس های آبی جلوی درب ورودی نشسته بودند من به آنها سلام کردم ولی جوابم را ندادند همانهایی که رایگان دهنمان را سرویس می کنند(خدا خیرشان بدهد) وقتی از آنجا رد شدم یک خروس دیدم البته اول فکر کردم خروسه یک پسر بود که شکل خروس دختر مشهدی زینل را می داد البته خروس آنها خوشگل تر است راستی یادم افتاد به کوکب بگویید به دختر مشهدی زینل سلام برساند و دوباره درباره اون تحقیق کند چون من با هر کسی ازدواج نمی کنم آخه من دانشجوام.جمشید آقا می گوید باید یک friend girl بگیری می گفت هر وقت بیکار شدی یا حوصله ات سر رفت یا هر ساعت که تنها شدی از تنهایی درت می آره و اگه ازش خوشت نیومد می تونی عوضش کنی این اولین چیزی است که پس گرفته می شود، می گفت در دانشگاه مثل آب خوردن پیدا می شه من دوست ندارم friend boy باشم راستش را بخواهید از این اسم خوشم نمی آید چون به قول ننه جون هر چیزی به سختی بدست بیاید ارزشش بالاست به جای فرند گیرل با یک پیشی در پشت سلف دانشگاه آشنا شدم که از همه دخترهای دانشگاه خوشگلتر و باوفاتر است هر وقت مرا می بیند میومیو میکند راستی ننه جان در دانشگاه ما محوطه ای است که اسمش را ((بهشت کوچک)) گذاشته اند ودر آن فرندها با همند و تغذیه و تقویت می شوند جمشید آقا میگوید تو خیلی محلی هستی یعنی نه پاستوریزه ای نه استرلیزه برای همین وقتی دخترها مرا می بینند کرکر میخندند ولی من هم به پاچه شلوار آنها می خندم به دختر مشهدی زینل بگویید نگران نباشد من اصلا به آنها رو نمی دهم و جوابشان را نمی دهم عمرا با آنها فرند بشم ننه جان جمشید آقا می گوید در سربازی خرها را آدم می کنند اما اینجا آدم ها خر می شوند خوب دانشگاهه دیگه،دیگر مزاحم اوقاتتان نمی شوم.
آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی 
بعد هی بگید به این دانشجوهای ترم اولی گیر ندیم ! 
و اما ............ آخ بیچاره پدرای عزیز ! یکی از پدرا از شدت اندوهش یه شعری راجع به فرزند دانشجوش
نوشته بود که هفته قبل برنده جایزه بهترین شعر یونی شد اینم حتما بخونیدش
همان روزي که فرزندم بشد وارد به دانشگاه // برآمد از درون سينه ام از غصّه وغم آه بشد دانشجوي آزاد ومن دربند وبيچاره // چرا که نيک مي دانم هزينه ساز و سرباره ازاين پس الوداعي بايدم با خنده و شادي // وبا هرچه پس انداز وحقوق و پول وآزادي شروع گرديد دوران رياضت ، سختي و حرمان // هرآن چيزي بنا کردم بشد درلحظه اي ويران زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تي وي رنگي // همه چيزم بشد قرباني اين کار فرهنگي به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او // حديث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او از آن ترسم که تا پايان تحصيلات فرزندم // وتاگيرد ليسانس خويش اين دردانه دلبندم نه سقفي روي سر باشد نه فرشي زير پاي من // به جاي خانه گردد محبس و زندان سراي من شود او فارغ التحصيل و ساقط گردد از من حال // شود جاويد دراو حسرت شغل و زمن هم مال
حالا می رسیم به ....
معادل سینمایی روابط دانشجویی :
شب امتحان = کاش امشب صبح نشه دانشجوي معترض = پسر شجاع تربيت بدني 1 = راکي 1 تربيت بدني 2 = راکي 2 خاطرات استاد ها = اعترافات يک ذهن خطرناک تصحيح ورقه امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد ها = دوئل مرگ شاگرد اول = مرد 6 ميليون دلاري مدير گروه = مردي که مي خندد استادان = اين گروه خشن
رئيس آموزش = مردي که زياد مي دانست بچه هاي تربيت بدني = دختري با کفش هاي کتاني کنکور = پل رودخانه ي کوآي دوران دانشجويي = سال هاي دور از خانه خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13 امتحان رياضي = کشتار نيوجرسي
امتحان ميان ترم = شُک امتحان پايان ترم = بر باد رفته شب امتحان = از گرگ و ميش تا سحر ليست نمرات دانشجويي = ديدني ها پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر ازدواج دانش جويي = کلاه قرمزي و سروناز محوطه چمن دانشگاه = حريم مهرورزي دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه اي از قفس پريد
اینم یه روز کامل دانشجویی

|